کفر بنیاد ناهنجاری های اجتماعی

:: کفر بنیاد ناهنجاری های اجتماعی

از آیات قرآنی این معنا به دست می آید که رفتارهای ضد عقلانی و ضد ارزشی و اخلاقی، ریشه در کفر انسان دارد. هر چه دایره کفر و بنیاد آن گسترده تر و ریشه دارتر باشد، رفتارهای ضد هنجاری و اخلاقی از وی بیش تر خواهد بود.

خداوند یکی از اتهام هایی که بر کافران وارد می سازد این است که اینان به سبب همین کفر،‌ انسان های بی تقوایی هستند و نسبت به هیچ یک از منکرات و ضد ارزش های عقلانی و عقلایی پای بند نیستند. از این روست که بر خلاف حکم عقل و عقلاء که خواهان پای بندی به عقود و عهود و پیمان ها می شود، مردمانی پیمان شکن هستند و به هیچ عهد و عقدی پای بند نیستند . (وَ الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار . رعد / 25) آنها که عهد الهى را پس از محکم کردن مى‏شکنند، و پیوندهایى را که خدا دستور به برقرارى آن داده قطع مى‏کنند، و در روى زمین فساد مى‏نمایند، لعنت براى آنهاست و بدى (و مجازات) سراى آخرت!

اصولا کفر عامل اصلی همه انحرافات و طغیان های آدمی علیه قوانین و مقررات اجتماعی و هنجاری است؛ از این روست که خداوند نسبت به هر گونه هم نشینی و معاشرت با نزدیکان کافر را جایز نشمرده است؛ زیرا دوستی و هم نشینی با نزدیکان کافر، موجبات انحرافات فکری و رفتاری آدمی می شود و آدمی را به کفر و طغیان می کشاند . (وَ أَمَّا الْغُلامُ فَکانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشینا أَنْ یُرْهِقَهُما طُغْیاناً وَ کُفْرا . کهف / 80) و اما آن نوجوان، پدر و مادرش با ایمان بودند و بیم داشتیم که آنان را به طغیان و کفر وادارد!

نگاهی گذرا به آن چه بیان شد به خوبی روشن می شود که کفر بنیادهمه نابهنجارهای اجتماعی و رفتاری مردمان است که ریشه در بی خردی و فقدان خردورزی و یا لجاجت و عناد به شناخت خردمندانه دارد. بنابراین، برای درمان می بایست این عامل و ریشه های آن شناخته و درمان شود تا جامعه ای اسلامی و هنجاری داشته باشیم.

منبع :

www.tebyan-zn.ir

منبع : مهدویت عاشوراییکفر بنیاد ناهنجاری های اجتماعی
برچسب ها : ریشه ,اجتماعی ,آدمی ,طغیان ,هنجاری

مقالات میشل فوکو ؛ تهران : دین بر ضد شاه

:: مقالات میشل فوکو ؛ تهران : دین بر ضد شاه

چکیده :

 میشل فوکو در این مقاله حرف های خواندنی در مورد قشر فقیر و پولدار و قشر مذهبی ها و لاابالی ها می زند و جمله خیلی قابل تاملی در مورد سازمان روحانیت شیعه دارد که در ادامه از نگاه خواننده گرامی می گذرانم .

متن :

وی در این مقاله جامعه را به دو قسمت شمالی و جنوبی و ثروتمند و فقیر تقسیم می کند وی در ادامه دو جریان را مقابل هم می بیند و می گوید روستاییانی که اصلاحات ارضی فرارشان داده و به شهر آمده اند و شهریانی که مقهور شهرسازی شده اند و آنها را از شهر بیرون کرده است . بعد از این آماری می دهد مبنی براین که در طی 10 سال جمعیت شهری از 9 میلیون به 17 میلیون رسیده است

وی گزارشی از روزهای جمعه ی این دو طیف می دهد و می گوید که شمالی ها به سمت شمال می روند و جنوبی ها به سمت ری و شاه عبدالعظیم (نواده ی امام حسن) که وی به اشتباه شاه عبدالعظیم را از نوادگان امام رضا (ع) می داند .

 

فوکو همچنین به عشق و علاقه ی مردم نسبت به شاه عبدالعظیم نیز اشاره می کند و می گوید وقتی این اشتیاق ها را دیدم به خود گفتم شاید اینکه غرب می خواهد این ایمان را از مردم جدا کند کار بیهوده هست . فوکو می گوید البته شاه هم می خواسته هر جور شده کمی از این اشتیاق را هم برای خود بردارد لذا در همان اطراف مقبره ای برای پدرش درست کرده و جاده ی عریضی تاسیس کرده و از هیاتهای خارجی در آنجا استقبال کرده تا کلاهی برای خود بدوزد اما موفق نشده است

وی در جواب کسانی که می گویند مردم ایران به این خاطر از مساجد و امامزادگان استقبال می کنند که پناهگاه دیگری ندارند ، می گوید که چنین نیست و اسلام این استقبال را به سبب خشکی و بی تحرکی خود به دست نیاورده است و بعد نمونه هایی از این اسلام خواهی را مثال می زند مثل اجتماعات روحانیون در بهشت زهرا که به مناسبت یاد شهدا برگزار می شد و همچنین تابلوهایی که دست مردم بود و شعارهایی که جوانان می دادند که اسلام ، اسلام - خمینی تو وارث حسینی و ...

البته وی باز بعنوان شاهد از اربعین ها نام می برد اما تقدم و تاخر آنها را اشتباه بکار می برد وی می گوید قیام تهران بخاطر چهلم مردم آبادان بوده ، قیام تبریز بخاطر چهلم مردم اصفهان و قیام اصفهان بخاطر چهلم مردم قم . و حال اینکه قیام 29 تبریز بعد از قیام 19 قم بود و ....

فوکو بعد از اشاره به مصاحبه ای که با آیت الله شریعتمداری دارد و وی به فوکو گفته بوده : ما منتظر مهدی هستیم اما هر روز برای استقرار حکومت خوب مبارزه می کنیم ، می گوید تشیع ، پیروان خود را مدام در برابر قدرتهای مستقر به نوعی بی قراری مسلح می کند و در آنها شوری می دمد که هم سیاسی است و هم دینی .

وی درباره ی روحانیت هم حرف های شنیدنی دارد وی می گوید : در روحانیت شیعه ، مرجعیت دینی تابع سلسله مراتب نیست بلکه هرکسی از مردم از هر مرجعی که بخواهد پیروی می کند . این نکته حتی درباره ی کوچکترین اجتماعات هم صادق است و آخوندهای محله و ده کسانی را دور خود جمع می کنند که به سمت سخنان آنها کشیده شده باشند و اسباب معایشان هم همین مردمِ داوطلب فراهم می کنند ...... باید گفت ملاها به معنای پوپولیستی کلمه ، انقلابی نیستند .

فوکو می گوید مذهب شیعه شکلی است که مبارزه ی سیاسی ، همینکه لایه های مردمی را بسیج می کند به خود می گیرد و از هزاران ناخرسندی ، نفرت ، بینوایی و سرخوردگی یک نیرو پدید می آورد و دلیلش هم این است که خودش یک صورت بیان است ، یک شیوه ی با هم بودن است ، نوعی گفت و شنود است ، چیزی است که از راه آن می توان صدای خود را به گوش دیگران رساند .

منبع : مهدویت عاشوراییمقالات میشل فوکو ؛ تهران : دین بر ضد شاه
برچسب ها : گوید ,مردم ,فوکو ,قیام ,کرده ,اسلام ,چهلم مردم ,بخاطر چهلم ,روحانیت شیعه

مقالات میشل فوکو : شاه صد سال دیر آمده است

:: مقالات میشل فوکو : شاه صد سال دیر آمده است

چکیده :

 

همین طور که در پست قبلی خدمتتان عرض شد مجموع مقالات میشل فوکو که در مورد انقلاب اسلامی ایران بعد از بازگشتش از ایران نگاشته است را از دید شما می گذرانم و این بار مقاله ی وی به نام «شاه صد سال دیر آمده است» را به صورت گزارش وار خدمتتان تقدیم می کنم .

متن :

فوکو در ابتدای این مقاله می گوید وقتی از پاریس می خواستم به ایران بروم به 100 زبان به من گفتند که ایران دچار بحران نوسازی (با توجه ص 21 معلوم می شود که مراد از نوسازی یعنی اروپاسیزه کردن جامعه ی ایرانی است) شده است و یک شاه مستبد دارد که هوای رقابت با کشورهای صنعتی دارد اما جامعه ی ایران یک جامعه ی سنتی است که نمی تواند و نمی خواهد با وی همراهی کند این جامعه به گذشته ی خود می نگرد و به نام اعتقادات هزار ساله از یک روحانیت واپسگرا پناه می جوید .

وی می گوید همچنین تحلیلگران ماهری را دیده بودم که آنان این سوال برایشان مطرح بود که چگونه ایران می تواند با آن نوسازی که لازم دارد آشتی داد ؟ و جوابهایی که آنها می دادند نظام سلطنتی لیبرالی - نظام پارلمانی و یا یک نظام ریاست جمهوری قدرتمند بود اما به ایران که آمدم و این سوالها را که مطرح کردم جوابهای متنوعی شنیدم مثل این که شاه باید سلطنت کند - قانون اساسی 1324 قمری باید حاکم باشد - شاه باید برای همیشه ایران را ترک کند .

اما پشت همه ی این جوابها این فکر بود که ما دیگر این رژیم را نمی خواهیم .

وی می گوید بازاری را دیدم که انواع چرخ خیاطی ها را گذاشته بودن و روی آنها نوشته بود ساخت کره ی جنوبی در اینجا بود که فهمیدم آنهایی که مخالف نوسازی شاه هستند افراد عقب افتاده از جامعه نیستند و همه ی اقشار از این وضع ناراحت بودند وی در ادامه می گوید منظورم این نیست که علت مخالفت مردم با نوسازی بخاطر ناکامیها و خطاهای شاه هست بلکه حقیقت این است که امروزه همه ی طبقات جامعه همه ی اقدامات بزرگ رژیم را از سال 41 تاکنون رد می کنند البته علت دیگری هم هست که مربوط به گذشته هست و جدا ناپذیر از شاه هست و مربوط به سلسله ی اوست و این برمی گردد به سال 1299 که رضاخان با کمک انگلیسی ها تاج و تخت را غصب کرد و این کار را به سه هدف انجام داده بود :

1.
 2. لاییسیته (باتوجه به مطلب سه خط مانده به آخر ص 23 معلوم می شود مراد از این کلمه لاییک کردن مردم ایران است) 3. نوسازی . پهلوی ها دو تای اولی را موفق نشدند اولی را به این خاطر که خودشان را نتوانستند از قید و بندهای ژئوپلتیک و ذخایر نفتی رها کنند و همچنین خودشان را زیر یوغ کشورهای انگلیس و آمریکا و روسیه بردند و دومی را بخاطر تفکر شیعی زیرا فکر شیعی بود که بنیاد اساسی آگاهی های ملی را می ساخت و رضاه شاه برای جدایی بین این دو نوعی آریاییگری را راه انداخت که موفق نشد .

وی می گوید وقتی

1. امتیاز دادن های شاه به نورچشمی ها

2. بهره برداری از اصلاحات (به وسیله ی بانک عمران همه ی سودهای حاصل از اصلاحات به جیب خود شاه برگشت)

3. تقسیم محله های تهران که باید ساخته می شدند بین خودشان

4. به جیب زدن سودهای کلان نفتی

5. همراه داشتن ارتشی و پلیسی برای خود

می بینم آن وقت متوجه می شوم که چرا مردم ایران به خاندان پهلوی به چشم رژیم اشغالگر نگاه می کند .

این حرف فوکو جالب است وی خطاب به اروپایی ها یا شاید همان کسانی که به 100 زبان به او دیکته کردند می گوید : پس تمنا می کنم که اینقدر در اروپا از شیرین کامیها و شوربختیهای حاکم متجددی که از سر کشور کهنسالش زیاد هست حرف نزنید . در ایران آنکه کهنسال است خود شاه است او 50 - 100 سال دیر آمده است . او به اندازه ی حاکمان شکارگر عمر دارد و این خیالِ از رونق افتاده را در سر می پرورد که کشورِ خود را به زور لاییک کردن و نوسازی فتح کند . امروز کهنه پرستی ، پروژه ی نوسازی شاه ، ارتش استبدادی و نظام فاسد اوست . کهنه پرستی خودِ رژیم است . 

منبع : مهدویت عاشوراییمقالات میشل فوکو : شاه صد سال دیر آمده است
برچسب ها : نوسازی ,گوید ,جامعه ,رژیم ,نظام ,فوکو ,کهنه پرستی ,مردم ایران ,گوید وقتی ,میشل فوکو ,مقالات میشل

مقالات میشل فوکو : ارتش ، وقتی زمین می لرزد

:: مقالات میشل فوکو : ارتش ، وقتی زمین می لرزد

چکیده :

میشل فوکو از نظریه پردازان انقلاب است که سفرهایی قبل از پیروزی انقلاب و در وضعیت هیجان انگیز و انقلابی ایران به ایران داشته است وی بعد از بازگشتش به فرانسه مقالاتی در این خصوص نگارش داد که در نهایت این مقاله ها را با هم جمع آوری کردند و به زبان فارسی ترجمه شد و در کتابی به عنوان « ایرانی ها چه رویایی در سر دارند » چاپ شد . در ادامه و طی چند پست مطلب ، خلاصه ی این مقالات را از دیدگاه خواننده ی گرامی می گذرانم (در حقیقت شاید بتوان گفت این خلاصه ها بیان گزارشی از این مقالات باشد) . 

 

متن :

اولین مقاله در این کتاب با عنوان « ارتش : وقتی زمین می لرزد » می باشد.

مصنف در این بخش به زلزله ی طبس و بیانیه امام برای کمک به هم نوعان و ضمن انتقاداتی از سستی و بی عرضگی ارتش برای رسیدن به قدرت و دست به دست شدنش توسط روس ها و انگلیسی ها و آمریکایی ها ، از هم پاشیدگی ارتش برای سامان دادن به این هرج و مرج ها اشاره دارد و می گوید در ایران 4 ارتش وجود دارد :

  1. کسانی که در سراسر ایران مامور پاسداری و مدیریت هستند و نامشان را ارتش سنتی می گذارد
  1. گارد شاهنشاهی که در محل های خاصی تحصیل می کنند و همچنین در مکان های خاصی زندگی می کنند
  1. نیروهایی که دارای بهترین و به روز ترین تجهیزات نظامی است
  1. مستشاران آمریکایی که تعداشان به 30 یا 40 هزار نفر می رسد .

مصنف می گوید ارتش ایران هیچ وقت قدرت را نتوانسته در اختیار بگیرد غیر از رضاشاه که او هم انگلیسی ها پشت سرش بودند

همچنین وی اقتصاد و نظام ایران را بدون ساختار مستحکم و با برنامه می داند .

وی در ادامه ی انتقاداتش به ارتش می گوید اینان به شدت ضد مارکسیسم بودند و این مخالفت را ضمانت ملی گرایی تلقی می کردند . مصنف می گوید در بخشی از نامه ای از ارتش دیدم که در آن نوشته بود هیچ وقت نباید زنها و بچه ها را کشت مگر اینکه کمونیسم باشند بعد از این مطلب اشاره می کند که ارتشی که چنین باشد اگر فردا روزی در این مملکت اغتشاش بشود و حکومت موفق شود عامل این حرکات را کمونیسم بین الملل معرفی کند آیا فرض این نمی رود که بتواند به طور وسیعی در سرنوشت کشور دخالت کند ؟

وی می گوید ارتش به راه حلی ، اجازه ی ظهور می دهد یا جلوی آن را می گیرد اما خودش نمی تواند راه حلی بیابد . ارتش قفل است نه کلید و از دو کلیدی که مدعی بازکردن آنند در حال حاضر آنی که بهتر به این قفل می خورد کلید آمریکایی شاه نیست بلکه کلید اسلامی جنبش مردمی است .

منبع : مهدویت عاشوراییمقالات میشل فوکو : ارتش ، وقتی زمین می لرزد
برچسب ها : ارتش ,گوید ,آمریکایی ,مقالات ,مصنف ,گوید ارتش ,ارتش برای ,وقتی زمین ,میشل فوکو

جمع بندی راهکارهای هنجارمندی

:: جمع بندی راهکارهای هنجارمندی

ایجاد جامعه مطلوب مستلزم وجود نظام فرهنگی مطلوب است؛ زیرا چنین نظامی، افراد را به لحاظ باورها و ارزشها جامعه‌پذیر می سازد و مطابق با آن، کنشهای اجتماعی را سامان می دهد. باتوجه به اینکه مفهوم نظام در ادبیات جامعه‌شناسی به معنای «مجموعهای از موقعیتهای اجتماعی مرتبط با یکدیگر همراه با نقشها و پایگاههای اجتماعی» می باشد، برای استخراج نظام فرهنگی قرآن، ناگزیر باید این مفهوم باز تعریف شود. بدین منظور ، این مفهوم برای نظام فرهنگی در نظر گرفته شد که: «نظام فرهنگی مجموعه‌ای منسجم و مرتبط از باورها، ارزش‌ها و هنجارهایی است که با تکیه بر مبانی خاص اسلامی دارای آثار و کارکرد جمعی است»

با توجه به این تعریف و با عنایت به مبانی هستی شناسی، معرفت‌شناسی، انسان‌شناسی و روش‌شناسی قرآن، عناصر نظام فرهنگی قرآن متفاوت می شود. وجه تمایز این عناصر با سایر نظامهای فرهنگی در این است که نظام فرهنگی قرآن به لحاظ باورها و اهداف مشترک انسانی، بر توحید محوری و عدالت‌خواهی مبتنی است. به لحاظ نظام ارزشی نیز نظام فرهنگی مد نظر قرآن بر تعهدات اجتماعی و امانتداری مبتنی است. اما در مهمترین عنصر نظام فرهنگی یعنی نظام هنجاری که در واقع وجه عینی و ملموس فرهنگ است، ویژگیهای خاصی مطرح است. باتوجه به اینکه هنجارمندی جامعه به وحدت نمادی (تفاهم فرهنگی) و به دنبال آن نظم اجتماعی می‌انجامد، استخراج شاخصها و ویژگیهای هنجار از منظر قرآن ضروری است. بنابراین ، این ویژگیها برای هنجار به دست آمده است: «ابتنای بر عدالت»، «ابتنای بر عقل و فطرت»، «ابتنای بر حق نه خواست اکثریت»، «هماهنگی با عرف نیکو» و «هماهنگی با نیازهای مادی و معنوی»

منبع : مهدویت عاشوراییجمع بندی راهکارهای هنجارمندی
برچسب ها : نظام ,فرهنگی ,قرآن ,اجتماعی ,«ابتنای ,لحاظ ,نظام فرهنگی ,فرهنگی قرآن ,لحاظ باورها

راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 6

:: راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 6

چکیده :

یک نظام فرهنگی چگونه هنجارمند خواهد بود؟ به نظر میرسد برای دریافت پاسخ این پرسش، ضروری است با استناد به مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش‌شناختی و انسان‌شناختی قرآن، باید ویژگیها و شاخصهای مهمّ هنجارها استخراج گردد تا نظام فرهنگی به درستی شکل بگیرد.

در ادامه، با تکیه بر منابع قرآنی و روایی ادامه ی این ویژگیها اشاره می کنیم چرا که در مطلب قبلی تحت عنوان راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 2 تا 5 به ویژگی های اول تا ششم اشاره شد :

متن :

هفت) داشتن استمرار و ثبات

یکی از شاخصهای نظام هنجاری مطلوب، داشتن ثبات و پایداری است؛ هرچه یک هنجار از عمر طولانیتری برخوردار باشد، به همان میزان ثبات و نظم در جامعه تقویت می شود و نظام فرهنگی از پایداری بیشتری برخوردار است؛ زیرا دگرگونی و نو به نو شدن سریع هنجارها، درک و فهم مشترک را از بین می برد و بر اثر آن رویه ها و رفتارهای متفاوت به وجود می آید. به همین دلیل، در متون دینی مکرر از نقض هنجارهای صالح و نیکو نهی شده است (اعراف/ 199). حضرت علی (ع) خطاب به مالک اشتر می فرماید: «ولاتنقض سنّة صالحة عمل بها صدور هذه الامّة واجتمعت بها الالفة، وصلحت علیها الرّعیة ولاتحدثّن سنة تضرّ بشیء من ماضی تلک السّنن»؛ سنت پسندیدهای را که بزرگان این امت به آن عمل کردند و ملت اسلام با آن پیوند خورده و رعیت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن و آدابی که به سنتهای خوب گذشته زیان وارد می کند، پدید نیاور.

 فرمایش حضرت یک مطلب مهم را بیان می کند. مطابق بیان حضرت حکومت و قدرت نقش بسیار مهمی در تحولات الگوهای رفتاری مردم دارد؛ زیرا حاکم در منشأ وضع قوانین قرار دارد و به دلیل برخوردار بودن از قدرت اجرایی می تواند نظام هنجاری یک جامعه را تثبیت یا تضعیف نماید؛ بنابراین، با اصلاح نظام سیاسی یک جامعه، نظام هنجاری آن هم اصلاح؛ و با تمایل آن به سوی فساد، نظام هنجاری یک جامعه نیز فاسد می شود. بدیهی است به تبع همین نگرش، هنجارهای اجتماعی هرچه از ثبات بیشتری برخوردار باشد، کنشهای اجتماعی را پیش‌بینی‌پذیر و زمینه تفاهم را افزایش می دهد؛ لذا بدعت‌گذاری در دین اسلام به شدت مذموم است؛ چون هر بدعتی مستلزم نقض یک هنجار نهادینه شده است. نه تنها ثبات هنجاری شرط لازم نیل به تفاهم هنجاری است، بلکه نشانه نیکو بودن یک هنجار هم است: «إِنَّ عَوَازِمَ الْأُمُورِ أَفْضَلُهَا» (حرعاملی، وسائل الشیعة، 16/76).

طبق این سخن، گذشت زمان به تنهایی نمی تواند مشروعیت و پایداری یک هنجار را تضمین نماید، بلکه نیکو بودن به یک هنجار مشروعیت بخشیده و تداوم آن را تضمین می نماید. معنای نیکو بودن یک هنجار، این است که هنجار با نیازهای واقعی انسان سازگار است و این سازگاری به هنجارها نیرویی می بخشد که ثبات آن را تضمین می کند؛ بنابراین، برای برنامه‌ریزان فرهنگی و قانون‌گذران لازم است که هنجارهای ثابت اسلام را به مردم معرفی نمایند تا نظام فرهنگی مطلوب در جامعه شکل بگیرد. نکته بدیهی‌تر این است که دستگاههای قانون‌گذار نباید قوانین را به منصه ی عمل نرسیده عوض نماید؛ زیرا این کار باعث سردرگمی و تحیر کنشگران اجتماعی می‌شود؛ در نتیجه، نظم در جامعه مختل می‌گردد.

 

منبع : بخشی از مقاله ی دکتر محمد رضا آقایی و نصرالله نظری به نام مبانی و ساختار نظام فرهنگی از منظر قرآن کریم .

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941105000047

منبع : مهدویت عاشوراییراهکارهای هنجارمند کردن جامعه 6
برچسب ها : نظام ,جامعه ,هنجار ,ثبات ,هنجاری ,فرهنگی ,نظام فرهنگی ,نظام هنجاری ,نیکو بودن ,بیشتری برخوردار ,برخوردار باشد، ,راهکارهای هنجارمند جامعه

راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 5

:: راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 5

چکیده :

یک نظام فرهنگی چگونه هنجارمند خواهد بود؟ به نظر میرسد برای دریافت پاسخ این پرسش، ضروری است با استناد به مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش‌شناختی و انسان‌شناختی قرآن، باید ویژگیها و شاخصهای مهمّ هنجارها استخراج گردد تا نظام فرهنگی به درستی شکل بگیرد.

در ادامه، با تکیه بر منابع قرآنی و روایی ادامه ی این ویژگیها اشاره می کنیم چرا که در مطلب قبلی تحت عنوان راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 2 و 3 و 4 به ویژگی های اول تا پنجم اشاره شد :

متن :

شش) هماهنگی با نیازها

هنجارها باید با نیازها هماهنگ باشد؛ زیرا هنجارها قواعد تأمین نیازهای انسان است و اگر هنجاری با نیازهای اصیل کنشگران همسو نباشد و یا آن را نادیده بگیرد، مقبول واقع نم یشود؛ از اینرو، ضروری است که اولاً نیازهای انسان و رابطه آن با نظم مطلوب شناسایی و بررسی گردد؛ ثانیاً نسبت بین هنجار و نیاز به درستی توضیح داده شود . این هماهنگی باید در دو بعد مورد توجه باشد :

  1. هماهنگی با نیازهای مادی و زیستی

هنجارهایی که در یک جامعه وضع می‌شود، باید با نیازهای مادی انسان هماهنگ باشد، در غیر اینصورت، به سازگاری هنجاری و نظم مطلوب نمی‌انجامد؛ یعنی هنجارها باید بتواند نیازهای مادی انسان را به صورت عادلانه تأمین نماید و در برابر تمایلات طبیعی و غریزی انسان قرار نگیرد. در اسلام اگرچه ماهیتاً نیازهای مادی از نیازهای معنوی مستقل است، ولی از نظر وجودی نیازهای مادی مقدم بر نیازهای معنوی انسان است و اگر نیازهای مادی تأمین نشود، به ظهور نیازهای معنوی نوبت نمی رسد. چنان‌که در برخی روایات انجام مناسک دینی مشروط به تأمین نیازهای مادی است (ر.ک: کلینی، الکافی، 5/ 73).

بنابراین، یک هنجار در جامعه در صورتی نهادینه می شود که با نیازهای مادی انسان در تضاد نباشد؛ زیرا منشأ بسیاری از ناهنجاریها ریشه در فقر و ناتوانی انسان در پاسخ به نیازهای مادی دارد. از این‌رو، اگر فقر از دری وارد شود، ایمان به عنوان یک باور از بین می رود و تجلّیات آن در نمادها و رفتارها ظهور نخواهد کرد (مجلسی، بحارالأنوار، 70/ 247). اگر هنجاری نتواند نظام مادی و تعاملات اقتصادی انسانها را تنظیم نماید، جامعه دچار بی‌نظمی می شود. از نظر علامه طباطبایی خداوند امور اقتصادی را عنصر مهم نظم اجتماعی و مایه اصلی قوام جامعه قرار داده است؛ از این‌رو عامل اصلی بحرانهای اخلاقی فقر مفرط یا نیل ثروت بی حساب است. عدم تنظیم نظام اقتصادی مستقیم و غیر مستقیم باعث اختلال نظام بشری می شود (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 9/331).

شهید مطهری در توضیح حدیث «یا بُنَی انّی اخافُ عَلَیک الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَانَّهُ مَنْقَصَةٌ لِلدّینِ، مَدْهَشَةٌ لِلْعَقْلِ، داعِیةٌ لِلْمَقْتِ» (مجلسی، بحارالأنوار، 69/ 54) می‌نویسد: راه درست تأمین نیازهای مادی یکی از عوامل اصلی شکل‌گیری نظم در جامعه است؛ زیرا فقر از یکسو، قوه تفکر و خرد انسان را از بین می برد و از سوی دیگر، فقر باعث ایجاد اختلاف در میان اعضای جامعه می شود (مطهری، مجموعه آثار، 23/ 746)؛ نتیجة هر دو مختل شدن نظم در جامعه است. پیامد اول مانع تشخیص هنجارهای درست از نادرست می‌شود و پیامد دوم در مسیر عمل به هنجار مانع ایجاد می‌کند. چون هر فرد از افراد جامعه خیال می‌کند که هنجارهای حاکم بر جامعه علیه اوست؛ در نتیجه، دستیابی به تفاهم هنجاری در جامعه فقیر مشکل و دشوار است.

 اگر هنجاری با نیازهای غریزی و زیستی انسان هم‌سو نباشد، باز هم نظم در جامعه نهادینه نمی‌شود. چنان‌که نظام اشتراکی افلاطون و کمونیستی نتوانست باقی بماند. از مطالب فوق به خوبی روشن می شود که هماهنگی هنجار با نیازهای مادی و زیستی تا چه اندازه در ایجاد تفاهم هنجاری و به دنبال آن نظم اجتماعی نقش دارد.

(البته نکته ای که در اینجا باید به کلام مولف محترم اضاف کرد این است که فقری که منجر به کفر می شود فقری است که اجباری باشد یعنی افراد انسان زندگی با رفاه مادی را می پسندند فلذا اگر به مرادشان نرسند امکان سرپیچی و طغیان دارند اما کسانی که چشم به فراسوی این دنیا دوخته اند مسلما با آغوش باز سراغ فقر می روند و این سیره ی علما و بزرگان و حتی ائمه ی ما در آنجایی که فشار اجتماعی نبوده می باشد پس در اینکه نیاز مادی مردم باید برطرف شود حرفی نیست اما باید توجه داشت فقر انواعی دارد فقر اجباری و فقر اختیاری که اولی امکان رسیدن به کفر فرد وجود دارد بخلاف دومی که برای دوری از کفر و قرب به خداوند دست به چنین کاری می زند)

  1. هماهنگی با نیازهای معنوی

با توجه به انسان‌شناسی اسلام، مطلوب آن است که هنجارها مطابق مصالح و منافع مادی و معنوی انسان باشد؛ چون در پرتو این بعد است که راستی، درستی، وفای به عهد، خیرخواهی، ایثار، احسان و دیگر هنجارهای مرتبط با نظم‌ مطلوب نهادینه می‌شود (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 1/281). به بیان دیگر، هدف و ویژگی هنجارهای حاکم در جوامع معاصر، به حداکثر رساندن بهره برداری انسان از مزایای حیات مادی است و اساساً بالاترین درجه سعادت، سعادت مادی است، اما از نظر اسلام سعادت انسان، به برخورداری از لذایذ مادی تقلیل نمی یابد، بلکه سعادت مادی در بُعد نازل سعادت است و بُعد متعالی آن، سعادت اخروی است که جز از طریق زیستن در نظام اجتماعی صالح میسور نیست؛ نظامی که همسو با نیازهای مادی و معنوی انسان است (همان، 4/ 172).

 

منبع : بخشی از مقاله ی دکتر محمد رضا آقایی و نصرالله نظری به نام مبانی و ساختار نظام فرهنگی از منظر قرآن کریم .

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941105000047

منبع : مهدویت عاشوراییراهکارهای هنجارمند کردن جامعه 5
برچسب ها : نیازهای ,مادی ,انسان ,جامعه ,نظام ,هنجاری ,نیازهای مادی ,نیازهای معنوی ,نظام فرهنگی ,معنوی انسان ,مادی انسان ,راهکارهای هنجارمند جامعه

راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 4

:: راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 4

چکیده :

یک نظام فرهنگی چگونه هنجارمند خواهد بود؟ به نظر میرسد برای دریافت پاسخ این پرسش، ضروری است با استناد به مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش‌شناختی و انسان‌شناختی قرآن، باید ویژگیها و شاخصهای مهمّ هنجارها استخراج گردد تا نظام فرهنگی به درستی شکل بگیرد.

 در ادامه، با تکیه بر منابع قرآنی و روایی ادامه ی این ویژگیها اشاره می کنیم چرا که در مطلب قبلی تحت عنوان راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 3 و 2 به ویژگی های اول و دوم و سوم که ابتنای بر عدالت و ابتنای بر عقل و فطرت بود اشاره شد :

متن :

چهار) ابتنای بر حق نه خواست اکثریت

در نظام هنجاری اسلام مشروعیت هنجارها تابع حق است نه پیروی از اکثریت (توبه/34). مبنا قرار گرفتن اکثریت نه تنها نظم بخش نیست، بلکه به تضادهای اجتماعی و بی‌ثباتی فرهنگی منتهی می‌شود (مؤمنون/71). در نظام هنجاری اسلام مبنای مشروعیت هنجار، پیروی از حق است نه خواست اکثریت؛ از این‌رو، هدف جامعه اسلامی رسیدن به کمال مطلوب خلقت است (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 4/159). مطابق این بیان، دستیابی به تفاهم هنجاری در جامعه اسلامی وقتی میسور است که هنجار، تجلّی حق و حقگرایی باشد؛ در غیر این صورت، طبقات مختلفی در جامعه وجود دارد که در فرصت‌های به دست آمده علیه نظام هنجاری ـ فرهنگی حاکم غلیان نموده و نظم اجتماعی را متزلزل می سازد.

پنج) هماهنگی با عرف نیکو

عرف نیکو یکی از معیارهایی است که هنجارها باید با آن تناسب داشته باشد. دلیل تمایز عرف از زمان و مکان، این امر است که اولاً عرف ممکن است فراتر از زمان حاضر مطرح شود و بیشتر در ارتباط با آداب و سنن پسندیده و پایدار مطرح باشد؛ ثانیاً بر اساس منابع معرفتی ما، برای تحقق عرف لازم نیست تمام افراد به آن پای بند باشند، بلکه پای بندی اکثریت به آن کافی است (حکیم، الاصول العامه للفقه المقارن، 403).

 آنچه در اینجا مهم است، روشن سازی مفهوم «عرف» است. عرف که هنجارها با آن متناسب باشد، به چه معناست؟ علامه طباطبایی در تعریف این اصطلاح قرآنی می فرماید: «معروف» از ماده عرف و کلمه «عرف» به آن دسته از سنتها و سیره های نیکو و حسن رایج در جامعه اطلاق می شود که عقلای جامعه آنها را خوب می شناسند و به بیان دیگر با عقل، شرع، قواعد اخلاقی و قوانین صحیح رایج در جامعه مغایرت نداشته باشد، و آن دسته اعمال نادر و غیر مرسومی که با ملاکهای فوق در تعارض‌اند، خارج از قلمرو معنایی واژه معروف است و واژه منکر نشانگر این سنخ امور است (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 8/ ‌380). در بیان علامه «معروف» به فعل و یا کنش نسبت داده شده است، اما معروف اختصاص به فعل ندارد، بلکه عام است و هر چیزی را که خوبی و حُسن آن به وسیله شرع یا عقل ثابت شده باشد، در برمی گیرد (حسینی، فرهنگ معارف و معاریف، 492). حال چه از نوع عمل باشد و چه از سنخ خواست و میل باشد که به یک شیء یا یک پدیده تعلق می گیرد یا حتی خود، پدیدهای باشد که از نظر عقلا و شرع از حیث حسن و نیکویی از سلسله مراتب برخوردار باشد.

 دلیل اهمیت پیروی از عرف نیکو علاوه بر دستور مستقیم خداوند (اعراف/ 199) و نهی امام علی (ع) از نقض آن، تحکیم الفت و محبت در میان مردم و اصلاح ناهنجاری‌هاست . نقض هنجارهای نیکو و همین طور وضع هنجارهای مغایر با آن باعث می‌شود که از یک طرف الفت و همبستگی اجتماعی کاهش یابد و از این طریق، نظام اجتماعی متزلزل می شود.

 

منبع : بخشی از مقاله ی دکتر محمد رضا آقایی و نصرالله نظری به نام مبانی و ساختار نظام فرهنگی از منظر قرآن کریم .

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941105000047

منبع : مهدویت عاشوراییراهکارهای هنجارمند کردن جامعه 4
برچسب ها : جامعه ,نظام ,فرهنگی ,نیکو ,اکثریت ,اجتماعی ,نظام فرهنگی ,نظام هنجاری ,طباطبایی، المیزان ,تفسیر القرآن، ,جامعه اسلامی ,نظام هنجاری اسلام ,راهکار

راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 3

:: راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 3

چکیده :

یک نظام فرهنگی چگونه هنجارمند خواهد بود؟ به نظر میرسد برای دریافت پاسخ این پرسش، ضروری است با استناد به مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش‌شناختی و انسان‌شناختی قرآن، باید ویژگیها و شاخصهای مهمّ هنجارها استخراج گردد تا نظام فرهنگی به درستی شکل بگیرد.

 در ادامه، با تکیه بر منابع قرآنی و روایی ادامه ی این ویژگیها اشاره می کنیم چرا که در مطلب قبلی تحت عنوان راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 2 به ویژگی اول که ابتنای بر عدالت بود اشاره شد :

متن :

دو) ابتنای بر عقل

هنجاری توان بقا و قدرت نظم بخشی و فرهنگ سازی دارد که با عقل و فطرت انسان همسو و همنوا باشد. هنجارهای مغایر باعقل و خرد نمی تواند تفاهم بخش باشد. جامعه‌ای که در آن خرد به حاشیه رانده شود، ممکن است به ظاهر متحد و منسجم باشد، اما در حقیقت، جامعه چند تکه و متفرق و دچار فروپاشی فرهنگی است. چنان که قرآن جامعه مشرکان را چنین توصیف نموده است (حشر/14). بنابراین، هنجاری مفید است و به نظام‌مندی فرهنگی می انجامد که با عقل به عنوان وجه مشترک همه انسانها همسو باشد. به همین دلیل، اگر منصفانه با آن برخورد شود، هم پذیرش آن آسان است و هم استمرار آن بیشتر است؛ چون با معرفتهای راستین انسان همسو و همساز است.

دلیل عقلانی بودن نظام هنجاری اسلام، اهمیتی است که به عقل در متون دین داده شده است. عقل از نظر هستی شناختی محبوبترین مخلوق خداوند است. از نظر معرفت شناختی از منابع و ابزارهای مهم معرفت است تا مرتبه‌ای که در روایات از آن به حجت باطنی یاد شده است و بالاتر از آن، در برخی روایات عقل دارای مرتبه فراتر از دین است و دین در جایی است که عقل در آنجا باشد]1[؛ بنابراین، اگر هنجاری خرد انسان را نادیده بگیرد، نظم بخش نخواهد بود.

 سه) ابتنای بر فطرت

علاوه بر همسویی با عقل، یک هنجار باید با فطرت انسان نیز سازگار باشد. هنجارهای اسلامی نه تنها با عقل راستین همسوست، بلکه بر فطرت انسانی نیز ریشه دارد (روم/30). چون ریشه فطری دارد به آسانی مورد پذیرش قرار می گیرد (مطهری، مجموعه آثار، 3/384 و 388) و پایدار است. علامه طباطبایی در این باره می‌نویسد: «خلاصه کلام و جامع آن این است که قرآن اساس قوانین را بر توحید فطری و اخلاق فاضله غریزی بنا کرده، ادعا می کند که تشریع (تقنین قوانین) باید بر روی بذر تکوین و نوامیس هستی جوانه زده و رشد کند و از آن نوامیس منشا گیرد، ولی دانشمندان و قانونگذاران، اساس قوانین خود را و نظریات علمی خویش را بر تحول اجتماع بنا نموده، معنویات را بکلی نادیده می گیرند، نه به معارف توحید کار دارند و نه به فضائل اخلاق، و به همین جهت سخنان ایشان همه بر سیر تکامل اجتماعی مادی و فاقد روح فضیلت دور می زند، و چیزی که هیچ مورد عنایت آنان نیست، کلمه عالیه خداست» (طباطبایی، تفسیر المیزان، 1/ 99). از این‌رو، هنجارهای مغایر فطرت و سرشت انسان چون همجنس گرایی فاقد عمومیت و ثبات لازم است.

 

منبع : بخشی از مقاله ی دکتر محمد رضا آقایی و نصرالله نظری به نام مبانی و ساختار نظام فرهنگی از منظر قرآن کریم .

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941105000047

منبع : مهدویت عاشوراییراهکارهای هنجارمند کردن جامعه 3
برچسب ها : فطرت ,انسان ,فرهنگی ,نظام ,هنجاری ,جامعه ,نظام فرهنگی ,هنجارهای مغایر ,اساس قوانین ,باشد هنجارهای ,فطرت انسان ,راهکارهای هنجارمند جامعه

راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 2

:: راهکارهای هنجارمند کردن جامعه 2

چکیده :

یک نظام فرهنگی چگونه هنجارمند خواهد بود؟ به نظر میرسد برای دریافت پاسخ این پرسش، ضروری است با استناد به مبانی هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش‌شناختی و انسان‌شناختی قرآن، باید ویژگیها و شاخصهای مهمّ هنجارها استخراج گردد تا نظام فرهنگی به درستی شکل بگیرد.

 در ادامه، با تکیه بر منابع قرآنی و روایی به برخی از این ویژگیها اشاره می کنیم :

متن :

یک) ابتنای بر عدالت

هنجارها لزوماً باید عادلانه باشد؛ زیرا هدف انسانی برپایی عدالت است. به همین دلیل، از منظر قرآن هنجاری مطلوب است که لزوماً عادلانه باشد؛ نظام هنجاریی که در آن دستیابی به حیات طیبه ممکن باشد. مقصود از «حیات حسنه و پاکیزه» (نحل/ 97) به مثابه غایت دینداری در سطح اجتماعی برخورداری از نظام اجتماعی عادلانه است (طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، 10/241 و244). در اسلام عدالت تنها صفت خود هنجار نیست، بلکه ویژگی اصلی اجرای آن هم است؛ یعنی هنجار باید به صورت عالانه اجرا شود (نساء/58، مائده/42). واضح است که اگر هنجارها عادلانه نباشد یا موجب نافرمانی از آن می‌شود یا به نابرابریهای اجتماعی دامن می زند و از این طریق، ضمن از بین بردن تفاهم اجتماعی، اعتماد و همبستگی اجتماعی را متزلزل می‌نماید و به تبع آن نظم اجتماعی پایدار و نظام فرهنگی با ثبات به وجود نمی‌آید. به بیان دیگر، یک هنجار وقتی رفتار ما را نظم می دهد که از روی رغبت پذیرفته شود؛ لذا هنجار ناعادلانه به دلیل ناسازگاری سرشت انسان مقبول واقع نمیشود و زور و اجبار هم نمی تواند تداوم آن را حفظ نماید. در مقابل، هنجار عادلانه به دلیل همسویی با فطرت و سرشت مشترک انسانها مقبول همه واقع می شود و این، همان تفاهم هنجاری و وحدت نظام فرهنگی است. بعلاوه، هنجار در صورتی در میان تمام اعضای جامعه مقبول واقع می شود که عادلانه باشد و الا افرادی که احساس ظلم می کنند، هنجار‌ها را نمی پذیرند و این باعث شکاف هنجاری در جامعه می شود.

عدالت هنجاری از منظر دیگری نیز قابل طرح و بررسی است و آن اینکه در جوامع معاصر خرده فرهنگها و هویتهای مختلف در کنار هم حضور دارند. اقتضای رعایت عدالت در مواجه با خرده فرهنگهای مختلف این است که ارزشها و هنجارهای هر کدام ضمن رعایت اصول کلی نظام ارزشی و هنجاری‌ اسلام پذیرفته شود (آل‌عمران/64؛ کافرون/6)؛ زیرا اگر به تنوعات فرهنگی توجه نشود، پایه های نظم اجتماعی متزلزل می‌شود؛ چون هر خرده فرهنگ به نیازهای خاصی پاسخ می دهد که دیگر خرده فرهنگها از پاسخ دادن به آن عاجز است.

اما اگر خرده فرهنگها با هنجارهای دینی کاملاً در تضاد باشد، حذف و طرد آنها باید براساس رفتارها و اقدامات عادلانه صورت بگیرد. نباید عدالت در هیچ حالی نسبت به خرده فرهنگهای دیگر نادیده گرفته شود. شهید مطهری با استناد به آیه وَلایجْرِمَنَّکمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی (مائده/8) توضیح می‌دهد که رعایت عدالت نسبت به تمام خرده فرهنگها در هر حالی ضروری است (مطهری، مجموعه آثار، 22/ 752)؛ زیرا عدالت پایه نظم اجتماعی است (غرر الحکم و دررالکلم، 339؛ شیخ صدوق، التوحید، 96). نه تنها رعایت عدالت در وضعیت عادی لازم است، بلکه در وضعیتهای آنومی چون جنگ، در حق دشمنان نیز ضروری است (بقره/190).

 

منبع : بخشی از مقاله ی دکتر محمد رضا آقایی و نصرالله نظری به نام مبانی و ساختار نظام فرهنگی از منظر قرآن کریم .

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13941105000047

منبع : مهدویت عاشوراییراهکارهای هنجارمند کردن جامعه 2
برچسب ها : عدالت ,نظام ,خرده ,عادلانه ,اجتماعی ,هنجار ,نظام فرهنگی ,خرده فرهنگها ,رعایت عدالت ,خرده فرهنگهای ,مقبول واقع